خرید بک لینک

نامه ای به خودم :

مهم نیست کی دلتو شکسته،حتی مهم نیست کیا تو سختی پشتت رو خالی کردن
مهم نیست کیا تظاهر کردن به دوست داشتنت،مهم نیست کیا وقت ناراحتی رفتن و وقت خوشحالی اومدن
تنها چیزی که مهمه اینه که تو بازم ادامه دادی،بازم پشت خودتو خالی نکردی
واسه حرفای خودت گوش شدی و زخماتو با دستای خودت بستی
مرسی که تو سختیام بودی تو شادیامم بودی
مرسی که هستی❤️

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 12:56

اگه بی من خوشی؛برکت به خوشیاتولی سعی کن دیگه سمت من نیایی،کسی که توی حال بدم بره وقتی حالم خوب بشه دیگه جایی تو زندگیم ندارهمنم عادت ندارم یه اشتباه رو دوبار تکرار کنم ولی تا دلت بخواد آدم خط زدن روی بقیه ام چون جوری زندگی نکردم که کسی بهم بدی کنه و ساکت بمونم و ببخشمشبا معذرت خواهی کردنم هیچی درست نمیشهتوی خیابون با یکی تنه به تنه نشدی که فکر کنی با یه معذرت خواهی لایق بخشیده شدنی؛این وسط دل شکسته،دلی که هیچوقت تورو توی سختیات ول نکردهمنم ارزش خودمو حفظ میکنم،چون یبار متولد میشم و یه بار زندگی میکنمخسته ام از بس جواب دادم به دلی که هربار ازم گلایه میکنه

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 12:56

نامه ای به خودم :

مهم نیست کی دلتو شکسته،حتی مهم نیست کیا تو سختی پشتت رو خالی کردن
مهم نیست کیا تظاهر کردن به دوست داشتنت،مهم نیست کیا وقت ناراحتی رفتن و وقت خوشحالی اومدن
تنها چیزی که مهمه اینه که تو بازم ادامه دادی،بازم پشت خودتو خالی نکردی
واسه حرفای خودت گوش شدی و زخماتو با دستای خودت بستی
مرسی که تو سختیام بودی تو شادیامم بودی
مرسی که هستی❤️

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: يکشنبه 17 دی 1402 ساعت: 15:10

نامه ای به خودم :

مهم نیست کی دلتو شکسته،حتی مهم نیست کیا تو سختی پشتت رو خالی کردن
مهم نیست کیا تظاهر کردن به دوست داشتنت،مهم نیست کیا وقت ناراحتی رفتن و وقت خوشحالی اومدن
تنها چیزی که مهمه اینه که تو بازم ادامه دادی،بازم پشت خودتو خالی نکردی
واسه حرفای خودت گوش شدی و زخماتو با دستای خودت بستی
مرسی که تو سختیام بودی تو شادیامم بودی
مرسی که هستی❤️

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 14:19

ابری شد آسمان شهر...گریستم...از خیابان ها ممنونم که گردن گرفتند غصه هایم راشرمنده ام از کوچه های نم زدهی تهران،سنگینی کردم به روی شانههایشاندست نوازش باد به روی گونه های باران زده ام،تنها دلگرمی شب های سختم بوداز مردم ممنونم،تماشاگرانی که بدون خستگی تماشا کردند زمین خوردنم رااز پاهایی که دیگر امیدی به در رفتن خستگی هایشان ندارند شرمنده ام،ایستادنم نمی آید،دل تنگی امانم را بریده است و من هم امان خیابان ها رااز خودم شرمنده ام که هرچه دست و پا زدم بیشتر فرو رفتم،رسیدن واژهی غریبی بود برایم که دست از هجا کردنش برنداشتم هرگزاز خیابان ها شرمنده ام...از خودم...پاهایی که نایی برای دویدن نداشت...از کوچه های بن بستی که دهان بازکردند و مرا بلعیدند...از درختان تنومند خیابان ولیعصر...از خدا برای بیهوده شکر کردنش...شرمنده ام#سپهر

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 13:32

چقدر از همه متنفر شدم جدیداً، دیگه حس خوبی از هیچکس و هیچ چیز نمیگیرم. حس میکنم همه با نقشه اومدن جلو، همه یه نقاب دارن و یکم که بگذره خود واقعیشون رو نشون میدن. به همه چیز بدبینم؛ دلم میخواد همه آدمها رو بلاک کنم و هیچ ارتباطی با هیچکس نگیرم.شاید بگین دیوونه یا مودی، اما همین آدمها من رو اینجوری کردن آره همشون...u200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200d –⊰❉⊱–

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 13:32

دلت براش تنگ شده ،داری ازنبودش دق میکنی . . .؟میخوایی بهش پیم بدی . . . ؟خب قبل اینکه اون دله واموندت گند بزنه . .حرفای منو یه جایی جلوی چشات نگه دار . .

برچسب: نویسنده: کوروش رستگار تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 13:32

صفحه بندی